عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
4
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
در اعمال قدرت سلطنتى داريد در كار دولت و دهقان هم داشته باشيد كه هردو در عرض همند و جدّ اعلاى ما هوشنگ در عين سلطنت دهقانى بيش نبود . » پس از چهل سال سلطنت هوشنگ درگذشت همچنانكه منصور الفقيه گفته : قال فلان ما فعل * قلت أبوه ما قعل فكان فى سؤاله * جوابه عمّا سأل « 1 » سلطنت طهمورث پس از مرگ هوشنگ سيصد سال عالم بدون سلطان ماند تا يكى از اعقاب او بنام طهمورث ظهور كرده بسلطنت رسيد از حيث حسن صورت و علوّ طبع كه ايرانيان فرّ ايزدى گفتهاند بجدّ خود كيومرث شباهت تام داشت . گويند پاكى ملك و ابّهت ملوك را واجد بوده و چون تاج سلطنت بر سر نهاد اركان دولت و اعيان حضرت را طلبيده پس از اعزاز و اكرام هريك حضّار را مخاطب ساخته گفت : « شما را بشارت مىدهم كه به يارى خداوند متعال برآنم كه ريشهء خبث و شرارت را از روى زمين براندازم و شما را از شرّ آدميان و شياطين بدكار رهائى بخشم و همان توجّهى را بشما داشته باشم كه به خود و همسر و اطفال خود خواهم داشت و تمام مساعى خود را در خير و رفاه شما مصروف و روز و شب در تزئيد منافع و فوائد شما ساعى بوده عدل و احسان را ترويج كنم . » حضّار به سجده درآمدند و شاه را دعا گفتند . پس زمين ادب بوسيده ثناگويان مرّخص شدند . طهمورث نيز بقول و وعدهء خود وفا كرده در كمال صلح و صفا بسلطنت پرداخت و بتوسعهء زراعت و ايجاد مؤسّسات مفيده و عمليّات جديده همّت گماشت و تربيت و پرورش اغنام را در مراتع و استفادهء از سگ را براى حفظ حيوانات اهلى از شرّ درندگان معمول ساخت همچنين استفادهء از طيور گوشتخوار و حيوانات سبع براى شكار و تربيت اسبان وحشى را براى سوارى بمردم آموخت و نيز دراز گوشان اهلى را از وحشى جدا ساخت سپس بگردش ممالك مختلفه پرداخته
--> ( 1 ) يكى گفت او چه كرده است ؟ گفتم پدرش چه كرده است . او در جواب همين سؤال را بعد از هر جواب تكرار كرد .